وبسایت اطلاع رسانی فارسی زبانان استرالیا | Voice Of Australia

| جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷ | Friday 14 December 2018
» اسلایدر » گزارش های پراکنده فضول محل

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۹/۰۳ - ۱۰:۵۲

گزارش های پراکنده فضول محل

دیشب در سینما آزادی سیدنی فیلم تحسین شده ی پویا بادکوبه به نام درساژ به نمایش در آمد. فیلم بی نهایت ظریف و پر معنا بود اما در این‌گزارش قصد ندارم در موردش بنویسم.

گزارش های پراکنده فضول محل

دیشب در سینما آزادی سیدنی فیلم تحسین شده ی پویا بادکوبه به نام درساژ به نمایش در آمد. فیلم بی نهایت ظریف و پر معنا بود اما در این‌گزارش قصد ندارم در موردش بنویسم. چیزی که درباره اش خواهم نوشت گزارش رفتار هموطنان عزیز و فرهیخته ای بود که به تماشای فیلم آمده بودند. باید فرهیخته و اهل فرهنگ و هنر باشی که شب جمعه ات را بکوبی بروی فیلم جشنواره ای تماشا کنی دیگر. حداقل من که این طور فکر می کنم.
عرض می کردم، ادمهای توی سینما آزادی بسیار مودب، متین و فرهنگ دوست بودند. برگزار کنندگان مراسم هم به همچنین. پیش از شروع فیلم چندین بار از تماشاگران درخواست شد که اگر ماشین شان را دوبله پارک کرده اند ماشین را جا به جا کنند. با خودم فکر کردم کدام ملیت دیگری وقتی دور هم جمع می شوند باید چنین بدیهیاتی را گوشزد کنند. بالاخره چراغ ها خاموش شد و فیلم به نمایش در آمد و ما مشغول تماشای فیلم بودیم که ناگهان چراغ ها روشن شد. نگو که بله، مطابق معمول یکی از هموطنان ماشین شان را دوبله پارک کرده بودند که بعد از چند دقیقه و بالاخره وقتی شماره ی پلاک شان خوانده شد از جای مبارک برخواستند و با اکراه رفتند تا ماشین را جا به جا کنند. این بار اول و آخری نبود که این اتفاق می افتاد. عین همین اتفاق شب سخنرانی سام دستیاری هم رخ داد. در واقع الان که فکر می کنم می بینم تقریبا هرباری که ایرانی ها در جایی جمع می شوند بدون استثنا حداقل یک نفر ماشینش را دوبله پارک می کند. شاید بفرمایید ای بابا حالا که چه؟ چرا مته به خشخاش؟ اما می دانید به همین دلیل خیلی از پارک‌ها دیگر به ما مجوز برگزاری چهارشنبه سوری و سیزده به در را نمی دهند؟ می دانید چند بار پای پلیس به این مراسم باز شده است؟ چند سال پیش شب چهار شنبه سوری به دلیل یکی از همین شاهکارها یک خانم باردار پا به زا که می خواست به بیمارستان برود گیر افتاد و کار به امبولانس و بعد هم جراید کشید. اصلا آبروی رفته ی ایران و ایرانی به کنار. سوال اصلی این است که ما چرا اینجور شدیم؟ کسی که راه ماشین دیگری را می بندد چه فکری می کند؟ فکر می کند گور پدر طرف؟ یا فکر می کند کل خیابان ملک پدری اش است؟ یا مثلا امیدوار است صاحب ماشین اولی مرده باشد و نخواهد از پارک بیرون بیاید؟ چرا ما نمی توانیم مثل همه ی آدمهای دنیا قوانین را مراعات کنیم؟ چگونه ما ما شدیم؟ تا کجای دنیا برویم این رفتارها اصلاح خواهد شد؟ دیگه از ۱۲۰۰۰ کیلومتر دورتر؟

فضول محل


برچسب ها : , ,
دسته بندی : اسلایدر , زندگی در استرالیا , پیشنهاد سردبیر
ارسال دیدگاه