وبسایت اطلاع رسانی فارسی زبانان استرالیا | Voice Of Australia

| دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱ | Monday 16 May 2022
» اجتماعی » خاطرات ۸۰۴ روز حبس کایلی‌ مورگیلبرت در ایران: بازجوها می‌خواستند ما را بشکنند

تاریخ انتشار : 1401/02/02 - 12:32

خاطرات ۸۰۴ روز حبس کایلی‌ مورگیلبرت در ایران: بازجوها می‌خواستند ما را بشکنند

صدای استرالیا– کایلی مور-گیلبرت، شهروند استرالیایی بریتانیایی در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی از دوره ۸۰۴ روزه زندانی شدنش در ایران، انفرادی […]

خاطرات ۸۰۴ روز حبس کایلی‌ مورگیلبرت در ایران: بازجوها می‌خواستند ما را بشکنند

صدای استرالیا– کایلی مور-گیلبرت، شهروند استرالیایی بریتانیایی در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی از دوره ۸۰۴ روزه زندانی شدنش در ایران، انفرادی و بازجویی‌هایی سپاه و شرایط سختش بعد از آزادی گفته است.

او که حدود یک سال و نیم پیش آزاد شد، می‌گوید بعد از رهایی، برای زندگی‌ای که منتظرش بود، آمادگی نداشته است: “همه تمرکزشان بر آن لحظه واقعا مهم است که بیرون می‌آیی و مسلما این مهم‌ترین چیز است، آزادی‌ات، اما بعد از آن چه؟”

زندگی مشترک خانم مور گیلبرت بعد از بازگشت به استرالیا فروپاشید و با دشواری‌های زیادی روبه‌رو شد.

خانم مورگیلبرت در زمان بازداشت استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه ملبورن استرالیا بود. او به‌تازگی کتابی درباره ۸۰۴ روز حبسی که در ایران گذرانده،‌ منتشر کرده است. مراسم رونمایی از کتاب “آسمان بدون قفس” حدود سه هفته پیش در ملبورن استرالیا برگزار شد.

در بخشی از کتاب نوشته که یکی از بازجویان به نام محمدرضا از او خواسته که به نیروهای امنیتی سپاه زبان عبری یاد بدهد: “چشمانم از تعجب گرد شد. سپاه از من می‌خواهد که به آنها عبری یاد بدهم! فکر اینکه من سر کلاس به یک اتاق پر از افراط‌گرایان اسلامی یهودستیز زبان عبری درس بدهم، هم ترسناک و هم جذاب بود.”

کایلی مورگیلبرت، که در زندان با بسیاری از زنان زندانی دوست شده است، می‌گوید به آنها قول داده بعد از آزادی واقعیات آنجا و سیستم “ناعادلانه” را برای جهان توصیف کند. او کتابش را به سپیده کاشانی و نیلوفر بیانی، دو فعال محیط زیست هم‌بندش، تقدیم کرده است.

اسلام‌شناس و پژوهشگر مطالعات خاورمیانه تابستان ۱۳۹۷ (۲۰۱۸ میلادی) برای شرکت در همایشی در زمینه حوزه تحقیقش به ایران رفت. هنگامی که می‌خواست از تهران خارج شود در فرودگاه بازداشت و مستقیم به بند دو الف زندان اوین برده شد که زیر نظر سپاه پاسداران است. به اتهام جاسوسی برای اسرائیل محاکمه و به ۱۰ سال زندان محکوم شد اما در نهایت آذرماه ۱۳۹۹ (۲۰۲۰ میلادی) با سه زندانی ایرانی در تایلند مبادله شد که متهم به بمبگذاری نافرجام علیه دیپلمات‌های اسرائیلی بودند.

در کتاب “آسمان بدون قفس” او با جزئیات روایتش را از روزهای سخت زندان اوین و قرچک و بازجویی‌ها و انفرادی‌هایی نوشته که او را در زندان به مرز “خودکشی” رسانده است. بیشتر دوره زندان او در اوین بوده و در ماه‌های آخر به زندان قرچک در ورامین منتقل شده بود.

‘اوایل در ابرها بودم’

در مصاحبه با استیفن سکر، مجری برنامه هاردتاک بی‌بی‌سی، می‌گوید هنوز مشغول هضم اتفاقاتی است که در ایران برای او افتاده و کاملا با آنها کنار نیامده است. توضیح می‌دهد که اوایل از خوشحالی آزادی انگار “در ابرها” بوده اما بعدها به تدریج “به زمین” بازگشته است:

” بعد از این همه مدت زندان برای برگشتن به خانه آماده نیستید. چون تمام مدت که در زندان هستید فقط به فکر آن لحظه‌اید که سوار هواپیما بشوید و از ایران بیرون بروید… اغلب حس سردرگمی در جریان است، حس بی‌‌مکانی. من این حس را داشتم… انگار از یک جهان درآمده بودم و وارد جهان دیگری شده‌ام. به نوعی در تونل زمان بودم. زمان در ذهن من ایستاده بود. اما در بیرون جهان تغییر کرده بود. لحظه‌های زیادی از اتفاقات جهان و خانواده و روابطش را از دست داده بودم.”

او می‌گوید بعد از بازگشت به استرالیا متوجه “خیانت” همسرش شد و از او جدا شد.

‘آیا رفتن به ایران ساده‌لوحی نبود؟’

در ابتدای برنامه هارد تاک، مجری از او می‌پرسد با توجه به پیشینه او و تحقیقاتش درباره شیعیان بحرین، درس خواندن در اسرائیل و جهان عرب، و تسلط به زبان عبری و عربی و ازدواج با یک مرد اسرائیلی-روسی “آیا کمی ساده‌لوح نبوده که فکر کرده رفتن به ایران درست است؟”

خانم گیلبرت جواب داد: “مسلما از طرف ماموران امنیتی ایران این چیزها می‌تواند زنگ خطر را به صدا درآورد اما موضوع این است که یک دانشگاه ایرانی من را دعوت کرده بود. آنها از تحقیقات دانشگاهی من خبر داشتند و تصمیم گرفته ‌بودند که من را به همایش علمی دعوت کنند. نگران بودم اما چیزی برای پنهان کردن نداشتم. کافی بود درباره من گوگل کنند. اینکه به چه کشورهایی سفر کرده‌ام و درباره چه نوشته‌ام.”

کایلی مورگیلبرت می‌گوید قانونی و با دعوت دانشگاه و درخواست ویزا به ایران رفته بوده است:‌ “من به سفارت ایران در کانبرا رفتم و درخواست ویزا کردم. و تمام اطلاعاتی را که برای تحقیق درباره پیشینه‌ام لازم بود، به آنها دادم. من نگفتم که شوهر سابقم گذرنامه اسرائیلی دارد. فکر نمی‌کردم آنها متوجه شوند اما در عین حال هم موضوعی بی‌ربط به من بود. من که گذرنامه اسرائیلی ندارم. او متولد روسیه بوده و به استرالیا مهاجرت کرده است.”

او توضیح داد که آن موقع زیاد درباره “دیپلماسی گروگان‌گیری” جمهوری اسلامی ایران چیزی نمی‌دانست و موضوع نازنین زاغری راتکلیف و شهروندان دوتابعیتی دیگر که حالا در بریتانیا خبرساز است، چندان در استرالیا موضوع جنجالی‌ای نبود که از آن باخبر باشد.

ولی اضافه می‌کند که اکنون متوجه این خطر است و به هر شخصی که بخواهد به ایران برود، صرف‌نظر از اینکه به اسرائیل رفته باشد یا نه، هشدار می‌دهد که این کار را نکند.

“هیچ اهمیتی‌ ندارد که شما چه کار کرده باشید. هرچه بخواهند از خودشان می‌سازند. دادگاه من و نازنین و دیگران کاملا ساختگی بود. آنها علاقه‌ای ندارند که بدانند شما مقصر هستید یا نه. یا همسرتان چه می‌کند…. از شما استفاده می‌کنند که از دولت خارجی مقابلشان امتیاز بگیرند.”

‘در دل می‌دانستم چه اوضاع خطرناکی است اما…’

خانم مورگیلبرت می‌گوید از لحظه بازداشت در دلش می‌دانسته که در وضعیت بدی گیر کرده است؛ اما مغزش سعی می‌کرده این موضوع را انکار کند: “شوکه و عصبی بودم. یک هفته بعد از بازداشت در سلول انفرادی توانستم هضم کنم که قرار است مدتی اینجا بمانم. اوایل به خودم می‌‌گفتم اشتباه شده. من که کاری نکردم. فارسی نمی‌دانستم و نمی‌فهمیدم چه گروهی و برای چه بازداشتم کرده است. هیچ برگه بازداشت و کاغذی به انگلیسی دست من نداده بودند که ببینم چه خبر است.”

او می‌گوید در زندان‌های ایران بازجویان روش‌های مختلفی به کار می‌برند که زندانی را به اصلاح “‌بشکنند”. مجری برنامه هارد تاک از کایلی مورگیلبرت پرسید چه مدت طول کشید تا او به آستانه فروپاشی برسد.

او پاسخ داد: “همه‌چیز در آن مکان برای شکستن زندانی طراحی شده. این‌که شأن انسانی او را بگیرند. چون می‌خواهند به دروغ اعتراف کند. نمی‌توانم بگویم که هیچ‌وقت نشکستم. بارها این حس را داشتم. حدود ۱۸ ماه بعد از بازداشتم بود که شنیدم توافق دیپلماتیک برای آزادی من بهم خورده است. یادم می‌آید که روی زمین نشستم و این‌قدر عمیق در ناامیدی فرو رفتم که نمی‌توانستم پاهایم را حس کنم و تکان بخورم… بنابراین، نمی‌توانم بگویم هیچ‌وقت نشکستم؛ اما این را می‌دانم که این حالت هرگز زیاد طول نکشید. خودم را جمع کردم و سعی کردم دوام بیاورم.”

‘یک بحرینی من را به سپاه گزارش کرد’

“آیا هیچ‌وقت متوجه شدید که چرا شما زیر رادار ماموران سپاه قرار گرفتید و چرا با شما این کار را کردند؟”

در جواب این سوال استیفن سکر، کایلی مورگیلبرت می‌گوید در همان روزهای اول بازداشت از بازجویان متوجه شده که به خاطر ارتباطاتش با بحرینی‌ها در زمینه تحقیقاتش هدف قرار گرفته است.

او می‌گوید خیلی “بدشانس” بوده که در سمینار که در قم برگزار می‌شده با یک شیعه بحرینی، که در قم درس می‌خوانده، ” مصاحبه غیر رسمی” کرده و آن زمان متوجه ارتباطات این فرد نشده است. خانم گیلبرت ادعا می‌کند این شخص او را به عنوان “عنصر مشکوک” به سپاه گزارش داده و به این ترتیب “در رادار” سپاه قرار گرفته است.

خانم گیلبرت در زمانی که در زندان بود دست‌کم پنج بار در اعتراض به وضعیت آنجا اعتصاب غذا کرد. او نامه‌ای را به بیرون فرستاد و در آن گفت “قربانی شکنجه روانی و زندان انفرادی” شده است.

می‌گوید در زندان متوجه قدرت خود شده و اینکه در شرایط سخت، اصول اخلاقی خود را حفظ کرده است.

‘سکوت نکنید’

او در پاسخ به سوالی درباره تاکید دولت‌های خارجی مانند استرالیا و بریتانیا بر اینکه خانواده شهروندان دستگیر شده سر و صدا نکنند تا گفت‌وگوها از مسیر دیپلماتیک پیش برود، گفت مخالف این سیاست است چون در زندان متوجه شده که خبررسانی و مطلع کردن رسانه‌ها باعث می‌شود زندانی آزار و اذیت کمتری ببیند و توجه‌ها به او باشد.

می‌گوید هم در زندان و هم حالا که آزاد است، سعی کرده “قربانی” نباشد. خانم گیلبرت می‌گوید فعالیت دانشگاهی را ترک کرده و می‌خواهد کار تازه‌ای آغاز کند.

منبع: بی بی سی فارسی


برچسب ها : , ,
دسته بندی : اجتماعی , اخبار , اسلایدر
ارسال دیدگاه