صداي استراليا- اگرچه ايالتها و قلمروهاي مختلف استراليا يك ملت واحد در محاصره دريا را تشكيل دادهاند، جا به جا شدن از يكي از شهرهاي استراليا به شهري ديگر هنوز ميتواند حس مهاجرت به كشوري كاملا متفاوت را به شما بدهد.
با وجود ويژگيهاي متنوع و نكات ظريف متعددي كه بايد بياموزيد، تطبيق يافتن با محيط جديد ميتواند زمان بر باشد، اما به محض اينكه مدتي در سیدنی مستقر شويد با نكاتي كه تنها در سيدني آنها را درمييابيد؛ آشنا خواهيد شد.
اهالي سيدني عاشق غر زدن درباره سيدني هستند
ساکنان سیدنی عاشق شکایت کردن از محل زندگیشان هستند البته اگر فردی از جای دیگری از سيدني گلگي كند رگ غيرت آنها بيرون ميزند و تا سر حد مرگ از عزت و افتخار اين شهر دفاع ميكنند. این گوی و این میدان، امتحان کنید.
تا از ساحل بونداي متنفر نباشي، بچه سيدني نيستي
بونداي پير بيچاره، قطعا به دلايل مختلفي نماد شهر است، مثلا ساحلي عالي دارد. اما چه خوشتان بيايد چه نيايد، قانون نانوشتهاي وجود دارد كه فقط بوميان سيدني از آن باخبرند: نشانه بومي حقيقي سيدني بودن، شناختن ناشناختهترين، صعبالعبورترين و خالي از سكنهترين سواحل است. در صورت نشان دادن كوچكترين علائمي از عشق و علاقه به اين ساحل شني محبوب و مشهور، بي شك و ترديد در آزمون “بچه سيدني بودن” مردود ميشويد.
سيدني تپه دارد، يك عالمه تپه
مناطق خيلي ناچيزي در سيدني هستند كه در آنها دستکم سه منطقه مرتفع پیدا نمیکنید. درواقع بخشهايي از شهر آنقدر كوهستاني هستند كه شما رسما اجازه داريد براي بالارفتن از آن قاطري كرايه كنيد.

عجيب است كه ذهنيت عمومي از حيات وحش سيدني به شدت روي كوسهها، عروسهاي دريايي و عنكبوتهاي كشنده متمرکز است، موجوداتي كه تقريبا هيچوقت نميبيدشان، اما به دلايلي ناشناخته، به آن خفاشهاي هماندازه نوزاد انساني كه در گلههای بزرگ در گرگ و ميش غروب بالاي سرتان ويراژ ميدهند، توجهي نميشود. خوشبختانه اين روباههاي پرنده از نزديك خيلي نازنين هستند، اما كمي زمان ميبرد تا عصرها، وقتي صداي جير جير و جيغ و فرياد جانوري را از بالاي درختان ميشنويد، زهره ترك نشويد.
هرچه بيشتر در سيدني بمانيد، مقاومتتان در برابر سرما تساعدي كاهش مييابد
اگر در بخشی از کشور بزرگ شده باشید که زمستانهای منفی صفر دارد، شاید این تصور که تحمل هوای سرد را دارید، منطقی به نظر بیاید. متاسفانه پس از زندگی در سیدنی، هر نوع توانایی که در گذشته برای تحمل سرما داشتید، به اعماق تاریخ خواهد پیوست. اگر دما به زیر 20 درجه برسد، یعنی زمان بیرون کشیدن همه آن لباسهای پشمی فرا رسیده است. در دمای 15 درجه شروع به لرزیدن میکنید. زیر 10 درجه؟ به یک سرمازدگی تمام عیار خوشامد بگویید.
اینجا چیزی به نام گرمایش مرکزی وجود ندارد
باوجود تمامی آنچه در بالا درباره ناتوانی در تحمل سرما قلم فرسایی کردیم، ظاهرا سیستم گرمایش مرکزی موضوعی نیست که معماران سیدنی را نگران کند: “رادیاتور؟ این دیگر چیست؟ ترموستات؟ هرگز دربارهاش نشنیدم. سیستم گرمایشی رو روشن کن! درباره چی حرف میزنی؟”
اهالی سیدنی به شدت عاشق منطقه زندگی خود هستند
فکر کنم منظور این است که هر بخشی از حومه شهر سیدنی از بهترین مکانها برای صرف غذا،انواع مشروبات و قهوه برخوردار است و واقعا لزومی ندارد که برای رسیدن به پاتوقی خوب، بیشتر از چند کیلومتر از در ورودی خانه فاصله بگیرید. درست است؟ بله، برای آنهایی که در قلب محلهای غربی و شرقی سکونت دارند درست است، و هر نوع توصیه برای ترک محل برای آنها نوعی توهین است.
اگر دوستی به آن سوی پل نقل مکان کند، هرگز دوباره نمیبینیدش
درست است که به هم قول میدهید که ارتباطتان را حفظ میکنید و به معاشرت ادامه میدهید. اما بیاید واقع بین باشیم، به محض اینکه آن پل فلزی بزرگ بینتان قرار گیرد، باید آن رفیق شفیق را به لیست دوستان فیسبوکی بیافزایید که سالها است آنها را ملاقات نکردهاید.
وقتی در یکی از آن موارد نادر، از پل رد شوید، از سادگی آن بهت زده خواهید شد
پل هاربر در ذهن شما خندقی غیرقابل نفوذ است که غلبه بر آن به زمانی طولانی و تلاشی خستگی ناپذیر نیاز دارد. در واقعیت اما عبور از آن تنها یک سفر کوتاه و سریع با قطار از روی پل است، یا در بدترین حالت باید سوار یکی از آن کشتیهای تفریحی شوید و از میان یکی از زیباترین مسیرهای آبی جهان عبور کنید. متاسفانه به محض بازگشت به محلتان، هر خاطرهای درباره شدت سادگی عبور از بندرگاه از ذهنتان تبخیر میشود. متاسفم، قانون قانون است.
قیمت اجاره خانه بالاست، خیلی بالا
این واقعیت که اهالی سیدنی حاضرند به نسبت نرخ قیمت دیگر شهرهای استرالیا این همه پول در ازای اجاره خانهای در داخل شهر سیذنی بدهند، مدرکی قابل قبول برای اثبات نظریه توطئه وجود داروهای کنترل کننده ذهن در آب شهری است. اگر نیاز به یادآوری دارید، سری به وبسایتهای مقایسه قیمت اجاره بها در سیدنی و دیگر شهرهای استرالیا بزنید تا ببینید برای ماندن در سیدنی چه بهایی میپردازید. با شما شرط میبندیم بعد از دیدن نتایج آمپرتان به سقف بچسبد.
همه جا در محاصره حشرات
اینکه وقتی به خانه میرسید و چراغ را روشن میکنید، برای چند صدم ثانیه به اندازه تمامی تماشاگران یک استادیوم فوتبال در خانه حشره ببینید که در خانه پرسه میزنند اصلا چیز عجیبی نیست، تا اینکه در نهایت حشرات برای پنهان شدن پراکنده میشوند. قسمت بدتر ماجرا این است که شما به این موضوع عادت میکنید. عنکبوتی به اندازه یک سگ چیهوآهوآ روی دیوار برایتان مسئله خاصی نیست، دیدن کرم در تک تک اتاقها برایتان کاملا عادی میشود و سوسکها به بهترین دوستانتان تبدیل خواهد شد. سیدنی اینطور جایی است.
سوسکها بدند، اما سوسکهای بالدار بدترند
برای اینکه بهتر متوجه شوید، حکایتی شخصی را برایتان میگویم: یکبار به مهمانی دوستی در خانهاش در ردفرم دعوت شده بودم، و وقتی میزبان در کابینت آشپزخانه را باز کرد، یک سوسک بزرگ از داخل آن بیرون پرید و روی صورتش نشست. میزبان بینوا در دم نیمی از جانش را به جان آفرین تقدیم کرد، و از آن روز تا به امروز همه مایی که در آن مهمانی بودیم، با این آسیب روانی و ترس زندگی میکنیم که این اتفاق، میتواند، یا نه، قطعا روزی برای ما هم رخ خواهد داد. نگوئید که نگفتم.
درکتان از پول کاملا متحول میشود
اول که وارد سیدنی شوید میبینید که قیمت همهچیز در این شهر در حد مجرمانهای بالاست. اما یک روز آن اتفاق میافتد. وارد فروشگاهی محلی میشوید و برای خرید یک بسته غلات و یک لیتر شیر 19 دلار پرداخت میکنید و خم به ابرو نمیآورید. 27 دلار برای یک وعده سالاد؟ خیلی منصفانه است. اما اگر رستوران تایلندی که از آن نهارتان را به قیمت 8.50 دلار میخرید 50 سنت قیمتش را بالا ببرد، انتقامی سخت و طولانی در انتظارش خواهد بود.

اینطور نیست که بارش خفیف و کم باران در سیدنی باعث شده باشد که مردم این شهر از ظریفکاریهای استفاده از چتر بیخبر باشند، اما به دلایلی که نامعلوم باقی ماندهاند، هربار که باران شدیدی در سیدنی میبارد، نمیتوانی در کل شهر یک سطل زباله خالی از چترهای وارونه شده، درهم گره خورده و یا تا شده پیدا کنی.
بیتفاوت شدن درباره میزان زیباییهای طبیعت اطراف، خود خود سیدنی است
به ویژه اگر زیاد با کشتی تفریحی در سیدنی تردد کنید، شاهد این ماجرا خواهید بود. در اولین سفرها، مثل هر توریست دیگری، با چهرهای شبیه به اموجی با چشمانی قلبی به مناظر زیبای بندر نگاه میکنید. اما چند هفته صبر کنید، خودتان میبینید که با نگاهی مرده به گوشی موبایلتان خیره شدهاید و دارید کندی کراش بازی میکنید، درحالی که همان مناظر زیبا از پشت پنجره کشتی میگذرند.
سیدنی پر از باشگاه ورزشی است
اهالی سیدنی به این صفت مشهورند که خیلی به تناسب اندامشان اهمیت میدهند، و اگرچه این توصیف لزوما برای همه ساکنان شهر صدق نمیکند، اما قطعا یک دنیا باشگاه ورزشی در سیدنی گنجانده شده. سیدنی تا خرخره پر است از ورزشگاههای کراسفیت، اسپین، ورزشگاههای محیط باز، سرپوشیده، اداری، مسکونی و انواع دیگر ورزشگاهها، فکر کنم متوجه منظورم شدید.

واقعیتش، خیلی بهتر از آن چیزی است که فکرش را میکنید. صادقانه بگویم، شدت زیبایی این شهر دیوانه کننده است. اولین پیادهروی در بندر سیرکولار کوئی و دیدن این مناظر خیرهکننده بر بستری از آبی دریا واقعا نفسگیر است.



